به نام خدا. روز و روزگاری دوباره و صبحی تازه رو برای همه شما دوستان عزیزم آرزو میکنم. دوستانی از طریق ایمیل و یا پیام در وبلاگ پیغام گذاشتند و خواستند که جوابشون رو بدم و یا اینکه پیغامهایی گذاشتند که باید در جوابیه اونا پاسخی رو بنویسم.اینم مجالیست برای وقت عاشقی
دو نفر از دوستان عزیز در مورد فایلهای THUMBS.DB که در فلدر ها ساخته میشوند پرسیده بودند و اون رو یه ویروس صدا زده بودند و دنبال راه خلاصی از این ویروس ناشناخته میگشتند. خدمت این دوستان عزیز دلم عرض کنم فایل مورد نظر یه ویروس نیست بلکه یه فایل کمکی ویندوز و اکسپلورر ویندوزه.اینقد به این فایل بیچاره بد بین نباشید. این فایل زمانی در فلدر های شما تولید میشه که شما حالت VIEW AS THUMBNAILS رو در فلدر فعال کرده باشید. این فایل در این زمان تولید میشه و بجای آیکن هر فایل ، اگه اون فایل یه فایل گرافیکی یا عکس باشه ، تصویر اون فایل رو بصورتی کوچک نشون میده که اینم یه بحثی جالب رو داره که در ادامه توضیح میدم . اگه اون فایل هم یه فایل ویدویی شناخته شده باشه ، یعنی ویندوز بتونه اون فایل رو پخش کنه ، تصویری نمونه از اون فایل ویدیویی به جای آیکن فایل قرار داده میشه.
در مورد نمایش یه فایل گرافیکی ، میتونید عکس زیر رو دانلود کنید تا متوجه ادامه مطلب بشید. این فایل رو در درون یک پوشه دلخواه ذخیره کنید.

اکنون در اون فلدر حالت نمایش THUMBNAIL رو فعال کنید. میبینید که تصویر یه دختر و یه مرد رو نمایش میده.حالا این فایل رو دابل کلیک کنید تا پخش بشه.میبینید که فقط عکس یه دختر رو در درون خودش داره و از مرد پرتقال فروش !!! خبری نیست. دلیل این اتفاق رو میتونید در بحث TRANSPARENT در میکس و طراحی تصاویر گرافیکی جستجو کرد. وقتی تصویری حاوی TRANSPARENT باشه و تصویر دومی رو در درون قسمت TRANSPARENT تصویر اول قرار بدیم ، در هنگام نمایش فایلها بصورت THUMBNAIL میتونید هر دو تصویر رو ببینید اما در هنگام اجرا اینگونه نخواهد شد. طراحی این حالت بسیار بسیار ظرافت داره که فقط کسانی که بیشتر از 5 سال کاری با فوتوشاپ کار کرده باشند میتونند این مورد رو طراحی کنند وگرنه تصویر بر عکس یا قاطی از آی در میاد.
چند نفر از شاگردان قدیمی هم که بعد از مدتها فراق یاد استادشون رو کردن هم در مورد نکته ای از FRAME در طراحی صفحات وب مقدماتی HTML پرسیده بودند و توضیح دوباره خواسته بودند. صد دفعه گفتم که وقتی سر کلاس میشینید خوب حواستون رو جمع کنید و اینقدر به فکر این خیاطی و اون فروشگاه لباسای جدید نباشید. جوابتون رو به ایمیلتون فرستادم. امیدوارم تو امتحاناتون موفق باشید. یادتون باشه وقتی به لینکی آدرس میدید که برو در فلان فریم ، فلان صفحه رو نمایش بده ، نباید در صفحه ای دیگر که در حال اجرا باشه ، فریمی به همون نام وجود داشته باشه وگر نه لینک شما هدف آدرس HREF خودش رو هم در فریم همین صفحه و هم در فریم صفحه ای دیگر که در حال نمایش هست ، نشون میده.
جناب مهدی نصر آبادی عزیز دلم هم نظر خالص خودشون رو در مورد این وبلاگ اعلام کردن و از من خواستند این وبلاگ رو بجای علمی به عنوان وبلاگ دیمی معرفی کنم. به هر حال دوست عزیزم نظر شما هم یه نظز قابل توجه و احترامه دوست عزیز. اما من این مطالب رو در نهایت سادگی اینجا مینویسم تا دوستان دیگری که زیاد به واژه های عجیب دنیای شلوغ کامپیوتر وارد نیستند هم بتونن بهره ای ببرن. به هر حال ممنونم از نظرتون.
دوست عزیزی هم که که خودوشن رو در ایمیلشون به عنوان مجتبی شهاب معرفی کرده بودند نظر متفاوتی داشتند
|
سلام ، سايتاي كمي تو اينتر نت وجود دارند كه ارزش وقت گذاشتنو دارن ، اما تو همه اونا وبلاگ شما يه چيز ديگه هستش!!!!!!!! دمتون گرمو موفق باشيد
|
از شما دوست عزیز هم ممنونم که وبلاگ کوچولوی من رو با سایتها مقایسه کردین.
خانومی به اسم شیما هم از وبسایت گفتگوی باشگاه مهندسین درخواست توضیح روشهای هک وبسایتها و جستجوی باگها و سوراخهای امنیتی رو به روش کلاه سفیدها کرده بودند.خدمت این خانوم محترم هم عرض کنم که من مدت زمان زیادیه که دست به این کارها نمیزنم چون امروزه تبدیل به یه جور مرض شده که بچه های خودنمایی مثل گروه هکری مردم آزار آشیانه که خودشون رو گروه امنیتی معرفی میکنند ، حسابی آبروی هر چی کلاه سفیده رو بردن . این گروه با جستجو و پیدا کردن سوراخ های امنیتی بلافاصله اقدام به تخریب سایت مورد نظر میکنند و بعدش شماره تماس خودشون رو میزارن که برای تامین امنیتتون با ما تماس بگیرین. درست مثل اینه که پترس کوچولو وقتی دید توی سد آب یه سوراخ بوجود اومده ، میومد بمب C4 اونجا کار میزاشت تا سد رو منفجر کنه و بعد از انفجار اعلام میکرد بابای من بناست بیاید تا براتون یه سد محکمتر بزنه.دیگه انگشت دست و شست پا رو بیخیال میشد. مثل اینه که ترکی رو تو خونه کسی ببینید بعدش بیاید با بولدوزر اون خونه رو خراب کنید و شماره تماستون رو روی یکی از سیمانای باقی مونده بنویسید که صاحبخونه خونه خراب ، با این شماره با من تماس بگیر بیام یه خونه ای برات بسازم چل ستون چل پنجره. لطف کنید حساب ما رو از لیست سیاه و بد بوی این مریضای روانی خط بزنید که این کارا برای ما لذتی نداره. نظرتون رو به حرف یکی از اساتید عزیز دلم در اهواز جلب میکنم به اسم استاد بهروز ضیا که بهم راه رو نشون دادند که : "حاتمی دست از این کارا بردار.برو دنبال کاری که پول توشه و نتیجه مالی داشته باشه". به فرض که فلان سایت کشور بورکینا فاسو یا گینه بیصاحاب رو هک کردین بعدش که چی؟
یکی از دوستان گلم هم که خاطرات من رو از استرالیا خونده بودن هم به شعف اومده بودن و از من در مورد چگونگی اقامت در استرالیا پرسیده بودن. دوستانه و داسوزانه خدمت این دوستان عزیزم که عشق اقامت در خارج رو دارن میگم که زندگی در خارج فقط به درد کسانی میخوره که در خارج از کشور به دنیا اومده باشن و اونجا بزرگ شده باشن. بخدا قسم که زندگی در خارج از کشور از نظر مالی و هزینه های زندگی عالیه اما اصلا صفایی نداره. اونجا از نظر غذایی و قضایی کاملا با ایرانومن متفاوته.
یه سوال ازتون میپرسم تا بیشتر روشن بشید که من نمیخوام جای خودم تو خارج باز تر باشه که میگم نرید اونجاها. به نظر شما چرا این خارجیا هی ایران خودمون رو به نقض حقوق بشر متهم میکنن؟ بخاطر حاشیه نشین های فقیر اطراف تهرانه؟ بخاطر گرونی سیب زمینیه؟ بخاطر رفتار گاها اشتباه نیروی انتظامی ماست؟ نه بخدا. بخاطر احمدی نژاد هم نیست.اونا با اصول زندگی ما ایرانیا مخالفن. اونا تعاریفشون از حقوق بشر با تعاریف ما متفاوته. اگه برید خارج میبینید تو بازار میوه گیلاس و آلبالو میارن که از نظر بزرگی با به پرتقال رقابت میکنه اما وقتی میخورید میبینید اصلا طعمی نداره و دلچسب نیست. شما وقتی استرالیا یا آمریکا یا اروپا زندگی میکنید میتونید بیست سال دیگه قاتل باباتون رو جلوی خونتون ببینید که داره با ماشین پورشه خودش تو خیابون جلوی خونتون تک چرخ میزنه. اونجا اگه قاتل باباتون رو بازداشت کنن که هنگام قتل گرفته باشنش و خودشم اعتراف کرده باشه که در کمال صحت و سلامت و فقط به عنوان تفریح و از روی بیکاری بابای شما رو کشته ، فقط به بیست سال زندان محکوم میشه و بعدش میاد به ریشتون هم میخنده و اگه زیاد بیکاری به سرش بزنه داداش کوچولو یا خواهر کوچولوی شما رو هم زیر میکنه.پس جرات داری بهش بگو بالای چشش ابروه. اونجا که باشی خواهرت از بقیه یاد میگیره و میتونی چند روز بعد از اقامتت ، دوست پسر خواهرت رو سر سفره ناهار بغل دست خودت تو خونه خودتون ببینی ( هر چند اینو تو تهران هم دیدم به چشم خودم خونه یکی از همکارام). ببینید دوستان عزیز من. هر چند خارج که زندگی کنی همیشه جیره خوار دولت اونجا هستی و هیچوقت هیچوقت بی پول نیستی.اما وقتی سیر هستی و قاتل بابات رو جلو چشات ببینی که داره با باباش تو خیابون راه میره و بستنی لیس میزنه ، اون زندگی مجلل برات چه لذت و صفایی داره؟ بیایید قدر زندگیمون و دیزی و کبابی که تو دربند با دوستا و خونواده میخورید رو بدونید. قدر ساندویچ تندی که با آسودگی خیال گاز میزنید رو بدینید که هیچ کدوم از اون ثروتمندای شکم گنده انگلیسی اون طعم رو زیر زبونشون حس نمیکنن. اینقد هم نیاید عکس یه پسر بچه که داره تو ذغال فروشی کار میکنه رو در کنار عکس پسر بچه ای که با لباس فاخر داره سر سره بازی میکنه رو کنار هم بزارید و بگید ببینید عدالت و ظلم اجتماعی رو. این تصاویر همگی زاییده کار و فرهنگ والدین اون بچه هاست . وقتی پدر بچه ای ترجیح میده فرش زیر پای بچشو بفروشه و خرج سیگار خودش کنه ، وضع بشچه جالبتر از زغالفروشی نمیشه. کمی فکر هم بد نیست به جای اینکه بلافاصله تحت تاثیر تبلیغات قرار بگیرین. زندگی تو خارج به درد من و شما که با غیرت ایرانی بزرگ شدیم نمیخوره.
دوست خوش حافظه ای که خودشون رو همکلاسی معرفی کردن و از دست به تایپشون معلومه یکی از خانومای دوران کاردانی منه هم من رو شرمنده خودشون کردن. بهشون آفرین میگم. نام خیلی از همکلاسیام رو که نوک زبونم مونده بود رو برام یادآوری کردن. به یاد آقای طاهری میر قاعد ، ناصر خان ، کریمیان عزیزم هم هستم.یاد همتون بخیر باشه.کاش اون زمان برمیگشت.
از عزیزی که خودشون رو علی حاتمی معرفی کردن هم سپاس گزارم. من اهل لینک بازی و اینجور بلاگ بازی ها نیستم. لینک بدم که چی بشه؟ شما به من لینک بدین که چی بشه؟ نمیدونم چرا این کارا براتون لذت داره !!!! کنجکاوم بدونم چی از مطالب من خوندین که به نظرتون اینقدر لوده اومده که ازم خواستین به جمع وبلاگ بازها بپیوندم. غرور من بیشتر از اینحرفاست.
دوستان دیگری هم که سوالاتی پرسیده بودن هم بزودی جوابشون رو براشون در اینجا قرار میدم.در حال بررسی صحت پاسخهای خودم هستم. زنده باشید همیشه.
















